(با شهدا باشیم)

این بار می خواهم در مورد شهید حجت ا... بیات چند کلمه ای بنویسم با این که شهید حجت ا... را کامل نشناختیم شاید این قلم نتواند آنچه را که در دلم هست بر روی این صفحات بیاورد، لیکن یاد شهدا و با شهدا بودن و عمر خود را با یادآنان سپری نمودن بهتر باشد، بعضی مواقع دوستانی را می بینم و خیلی اذیت  می شوم که یا کاملا دنیایی شده اند و به دنبال مقام ،ثروت، شهرت و     موقعیت اند و یا اصلا از هدف شهدا باز مانده اند و دنیا و  مقام و ثروت و شهرت برایشان تبدیل به فساد و بدبختی و بدنامی و کج اندیشی شده و منزوی اند، نه دنبال مال و مقام و موقعیت اند و نه  کج فکر و کج اندیش و غرق در فساد و بلکه بی رمق، بی حال و بی حوصله، عصبانی و اخمو و ناراحت  نمی دانند سرانجام کارشان چیست، نه از عقل تبعیت می کنند و نه از شرع نه بزرگتری  می کنند و نه از بزرگترها حرف شنوی دارند، نه رضایت پدر و مادر را گرفتند و نه به کوچکترها توجه می کنند، نه به دنبال علم و دانش اند و نه به علم و دانشمند احترام می گذارند، نه شهید حجت ها را می شناسند و نه میخواهند بدانند که آنها چه تفکراتی داشتند، نه دنبال روزی حلال اند و نه قبول دارند و می گویند می شود در این زمانه روزی حلال بدست آورد و سالم زندگی نمود.

اما باید بفهمیم که شهید حجت انسانی بود شاد و همیشه لبخند بر لب داشت عصبانی  نبود و ناراحتی به خود راه نمی داد در گویندگی و نویسندگی بسیار مهارت داشت، با اینکه جوان تحصیل کرده ای بود هیچگاه دنبال مقام و موقعیت و جاه طلبی نبود، اگر کمترین تمایلی به موقعیت داشت الگو گرفته از امام و شهدا بود، کم سوادی و بیسوادی را دوست نداشت و عالم بودن و کسب دانش را برای  رضای خدا دنبال میکرد و با فساد و بدبختی وکسانیکه به دنبالش بودند، او راهنما و هادی شان بود و جاذبه اش به این افراد بسیار قابل تحسین بود و در هدایتشان کوتاهی نکرد. او درایجاد روزنامه محلی و روزنامه های دیواری و نشریه در سال های اول انقلاب بویژه سال های 58 و 59 حتی زمانیکه محصل بودبسیار فعال بود. هیچگاه از یادم نمی رود برای مصاحبه و دریافت نظرات مسئولین در مورد جذب حداکثری جوانان و مبارزه منفی با بداندیشان از این طریق بسیار فعال و کوشا بود و از فرصت ها استفاده بهینه می کرد، با آغاز جنگ تحمیلی علیرغم درس، تکالیف مدرسه و فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که با دوستان همنوع خود داشت همه را رها کرد و به دیار عاشقان رفت و عاشقانه لباس رزم بر تن کرد و در همین مسیر همه چیزش را گذاشت، جالب اینکه روزی پدر متدین و انقلابی ایشان را دیدم و گفتم حجت هم با دوستان به جبهه رفته و نمیدانم از شما اجازه داشت یا نه، ایشان با تعجب و نگاهی محبت آمیز گفت: اگر او و امثال او جبهه را پر نکنند چه کسی باید برود مگر نه این است که انقلاب برای ما بود مبارزه با هر نوع ضد انقلاب حتی دشمن متجاوز هم وظیفه ماست  صورتش را بوسیدم خم شدم دستش را ببوسم اما اجازه نداد و او هم مرا بوسید و بسیار خوشحال از من جدا شد، از آن خاطره شاید بیش از 32 سال میگذرد اما خانواده شهدا برایم همانند شهدا عزیزند زیرا در دامن چنین خانواده هایی شهیدی چون شهید حجت پرورش پیدا کردند و از خداوند میخواهم در این ساعات و لحظات ماه مبارک توفیق خدمت را از ما نگیرد و هر آنچه که میتوانیم با قلم و زبان و عمل و کار و تلاش در پیشبرد اهداف برای  نسل جدید و نسل های بعد از ما این خاطرات را رقم زنیم شاید موثر و مفید واقع شود که قطعا چنین است.

شهید حجت ا... بیات یکی از نیکان و فعالان مبارز زمان خود بود که هیچ وقت از تلاش ها و فعالیت هایش کم نگذاشت وکم کاری در مرامش اصولا نبود. تمام وجودش جستجوگری و در مسیر اعتلای فرهنگ جامعه بویژه آگاهی بخشیدن به همنوعان خود در مسیر زندگی کوتاه نیامد و در استمرار زندگی کوتاهش همیشه نقش اول را در بین همسن و سالان خود داشت و در واقع سرپرست و هادی کسانی بود که با او فعالیت میکردند، یادم می آید این تیم فرهنگی چهار یا پنج نفره بقدری پرتلاش بودند که وقتی وارد سپاه میشدند همیشه میکروفن و بلندگو و ضبط صوت زیر بغل شان بود و با قلم مصاحبه با افراد و اشخاص مطرح را می نوشتند و اطلاعات جامع و کامل از اوضاع شهرستان جمع آوری میکردند و آنرا در نشریه آن زمان می آوردند و یا در پاسداری از منطقه ایستگاه های بازرسی و منطقه خود پررنگ و فعالانه حضور پیدا میکردند و همیشه در صحنه انقلاب و استمرار آن حاضر بود، کمتر زمانی را دیدم که به خانه میرفت و صرفا جهت اطلاع اولیاء محترم خود و احترام به آنان با اطلاع و دستور آنان به سایر دوستانش که در صحنه انقلاب بودند به جمع آنان می پیوست، اظهار نظرات این شهید در آگاهی بخشی و بصیرت نوجوانان به قدری با انگیزه بود که همیشه گروه چهل یا پنجاه نفری دور و برش بودند، بویژه نوجوانان آن زمان که حالا پابه سن نهاده اند، به آنان انگیزه خدمت کردن میداد و در صحنه های مختلف جامعه از آنان استفاده میکرد و در جذب آنان سر از پا نمی شناخت و با تلاش و همت وصف ناپذیرش نقش بزرگی را ایفا کرد. شهید حجت ا... بیات برای ماندگاری کار کرد، نه کسب شهرت و مقام و جایگاه، البته جایگاه رفیع شهدا در طول تاریخ بر کسی پوشیده نیست، اگر امروز در روستا و شهرهای کوچک و بزرگ نوادگان و فرزندان و یاران ائمه میعادگاه مردم امروز می باشد قطعا جایگاه شهدا در سالاین بعد ار ما مرکز عشق و میعادگاه جوانانی است که هنوز پا به عرصه وجود نگذاشته اند، چه بسا آرام گاهشان حالا نیز مرکز عشق و صفاست و هروقت به مزارشان میرویم تو گویی به طریقی میخواهند بگویند که ما را فراموش نکنید. قلم و سلاح را بر زمین نگذارید، بسیجی را دریابید تا با بسیجیان محشور شوید، شهید حجت ا... با توفیقات ارزشمندی که داشت در حیات کوتاهش کمتر به قم میرفت ولی اینک مزار پاکش در شهر مقدش قم می باشد.

مهم این است که این شهید والا مقام و محبوب و عزیز همیشه در دل و قلب ماست خدا کند با این نوشتار از بنده اندکی راضی باشد. این شهید عزیز را در دوران خدمت و بسیجی بودنش یکبار عصبانی و ناراحت ندیدم، گرچه روزگار ممکن است بعضی مواقع انسان را آزار دهد اما او هیچگاه بد اخلاقی را پیشه نکرد، رفتار و کردار و صفات بسیار پسندیده ای داشت، لحظه ای از جوانی اش را هدر نداد همیشه با عشق و با وضو بود و بعضی مواقع نیز بسیار شوخ طبع به نظر می رسید و از  این صفات بیشتر برای جذب جوانان استفاده می کرد هیچ کس از او ناراضی نبود زیرا او برای همه دوستان حجت بود، زیرک و باهوش و با استعداد بود عشق به امام و ولایت و دینداریش خالصانه بود و برای اطاعت از فرامین امام (ره)  سر از پا نمی شناخت وعلاقه اش به امام راحل او را از صحنه های فرهنگی و اجتماعی  پشت جبهه به صحنه رزم و جنگ و دفاع مقدس سوق داد.

 او بسیجی و رزمنده ای چالاک و زرنگ و باهوش، در کنار رزمندگان همیشه و اغلب اوقات روزه می گرفت بویژه روزهای دوشنبه و پنج شنبه هر هفته با چنین تفکری ادامه حیات کوتاهش سپری میشد، انگیزه های الهی و معنوی و ایثار و گذشت یکی از صفات بزرگ و فراموش نشدنی ایشان بود شاهد بودم که چنین صفات بارزی در او و زندگی اش موج میزد و با همین عشق زندگی میکرد وبی وقفه به تلاش های شبانه روزی اش ادامه میداد حتی یک روز عمر مفید وکوتاهش به بطالت نگذشت ودر مسیر اهداف بلند انقلاب گام های مؤثری برمیداشت و روز به روز به تجربه اش افزوده میشد و ابتکار عمل مناسبی برای همه برنامه ها داشت  و ارائه مینمود. مدتی که مکان سپاه در شهر منجیل بود خدا میداند چقدر شاد بود، انگشت شمار بودند افرادی چون اوکه همکاری میکردند و ایشان با استمرار همکاریش با سپاه و بسیج پایگاهی را در منجیل ایجاد نمود که تا کنون نیز آن پایگاه پابرجاست و فعالیت می نماید، در مناطق اطراف نیز تلاش و همت نمود و در ایجاد پایگاه مقاومت نقش اول را همیشه عهده دار بود دوستان وی که الان حضور دارند خوب می دانند که این مطالب شاید کمی بتواند شأن و عظمت و منزلت روح بزرگ آن شهید را به تصویر بکشد.

فلذا انتظار دارم دوستانی که بیشتر از شهید حجت بیات خاطراتی دارند اینجانب را یاری نمایند تا در تکمیل این خاطرات گام بزرگتری بردارم و در معرفی این عزیز فداکار و ایثارگر جوان برای نسل فعلی و نسل آینده اطلاعات جدیدتر ارائه نمایم بویژه از خانواده این عزیز خواهشمندم که هر آنچه نوشته یا مطلبی از آن شهید بزرگوار به بنده برسانند. سایر همرزمان بدانند که شهیدان بر گردن همه ما حق دارند و خود را موظف بدانیم که در ادامه راه شهدا، بویژه این شهید عزیز پرتلاش ظاهر شویم و عظمت شهدا را با این نوشتار به تصویر بکشیم و از این طریق رضایت آنان را کمی جلب کرده باشیم و با یادشان زندگی کنیم. یاد و خاطرات همه آنان را گرامی می داریم و به آنان افتخار می کنیم و از شما خواننده گرامی نیز تشکر میکنم که این مطالب را با حوصله خواندید و به نظرات شما ارج می نهیم که با تذکر و راهنمایی خود ما مورد لطف خود قرار دهید.

                                                                                               والسلام

 

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
حسینی

سلام. خوش بحالتون که دین خودرو ادا کردید ای کاش تواین روزای وانفسا که خیلی ها شهدا رو فراموش کردند ما خسرالدنیا والآخره نشیم. التماس دعا